مرتضى راوندى
237
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حيات ادبى در عهد خوارزمشاهيان در اواخر دورهء سلجوقى ، چون پادشاهان اين سلسله ضعيف شده و در اثر جنگ و رقابت با يكديگر ، سران دولت ، نيروى ديرين را از دست داده بودند ، اتابكان يعنى همان غلامانى كه با ابراز لياقت به حكومت ولايات فرستاده شده بودند ، از ضعف حكومت مركزى استفاده كردند و ، هركدام در ناحيهيى از ممالك سلاجوقى براى خود تشكيل دولتى دادند كه از آن ميان ، اتابكان دمشق ( 497 - 549 ) و اتابكان موصل ( 521 - 468 ) و اتابكان آذربايجان ( 541 - 626 ) و امراى ديگر و مخصوصا سلسله خوارزمشاهيان از ( 490 - 628 ) بعد از ضعف حكومت سلجوقى ، اهميت و اعتبار فراوانى كسب كردهاند . قطب الدين محمد در تمام مدت خوارزمشاهى ، يعنى در ظرف سى سال و اندى فرمانروايى بر خوارزم ، همواره مطيع و تابع سنجر بود و هيچگاه از فرمان او سر نپيچيد ، محمد خوارزمشاه كه مردى عادل و نيكوسيرت و ادبپرور بود در سال 522 وفات يافت و پسرش آتسز به مقام او منصوب شد ، آتسز در دوره اول خوارزمشاهى ، مطيع سنجر بود ، ولى بعدها ميانه او و سلطان رقابت و خصومت برقرار شد . « آتسز مردى شجاع و بىباك و اميرى عادل و شعرپرور و كريم و جوانمرد بود نام نيك و ذكر خير او را ، رئيس ديوان انشاء و مداح مخصوص او رشيد الّدين محمد وطواط بلخى كه در سال 573 وفات يافته در اشعار فارسى و عربى خود جاويد ساخته است ، اين شاعر و نويسنده زبردست در نظم و نثر هردو زبان فارسى و عربى در زمان خود كمتر نظير داشته و به فرمان آتسز به تأليف كتاب بسيار مشهور خود يعنى حدائق السّحر فى دقايق الشّعر دست زده است .